جستجوي پيشرفته
نام مقاله
گروه مقاله
موضوع مقاله
نام نويسنده
  • در صورتي که نياز به تايپ انگليسي در برخي از موارد جستجو داشتيد ، مي توانيد به استفاده از کليدهاي ترکيبي Ctrl+Shift اين کار را انجام دهيد .
  • براي انجام عمليات جستجو پر کردن يک گزينه الزامي است. پرکردن ديگر گزينه صرفاً براي دستيابي شما به اطلاعات دقيق تر مي باشد.
  • نام مقاله : نمونه مقاله خاندان: آل ثانی
    گروه مقاله : خاورميانه

    موضوع مقاله :

    آل ثانی Al-e Thani

    سلسله ای منسوب به ثانیبن محمد که از اواسط سدۀ 13ق/19م به‌تدریج حکومت شبه جزیرۀ قَطَر* را در دست گرفتند و تاکنون نیز در آنجا فرمان میرانند.

    نیاکان آل ثانی که نخست در شرق نجد میزیستند، با محمد بن عبدالوهاب، از طریق نیای مشترکشان عمرو بن مِداد خویشاوندند[1]. اینان در سدۀ 11ق/17م از نجد به جنوب قطر رفتند. از آن پس تا سدۀ 13ق/19م شبه‌ جزیرۀ عربستان* و کرانههای خلیج فارس*  به سبب ضعف امپراتوری عثمانی و افزایش نفوذ بریتانیا در خلیجفارس و دریای عمان برای تضمین سلطۀ خود بر هند، نیرو گرفتن پارهای از قبایل و خاندانهای عرب و بهویژه برآمدن آیین جدید وهابی، یکی از پر مخاطره ترین ادوار خود را می گذراند، از فعالیت سیاسی و نظامی آل ثانی اطلاعی چندان در دست نیست. در اواسط سدۀ 13ق/19م آل خلیفه* که از سالیان پیش بر قطر چیره شده بودند و با آل سعود* بر سر استیلا بر منطقه نزاع  داشتند[2]، محمدبن ثانی (د 1295ق/1878م) رئیس قبیلۀ معاضید و رهبر آل ثانی را به حکومت دوحه منصوب کردند[3]، ولی محمد طرفدار سعودیان بود و بارها کوشید تا خود را از استیلای آل خلیفه برهاند[4]. این کوششها به یک سلسله پیکارها میان آل ثانی و آل خلیفه، و پیشروی گروه اخیر منجر گردید . کلنل پلی3 نمایندۀ انگلستان در خلیجفارس که برای به دست آوردن جای پایی در قطر مترصد فرصتی بود، دخالت کرد و آل خلیفه را به عقبنشینی واداشت و به استقرار «مناسبات اتحاد» با قطر توفیق یافت[5]  و براساس پیمانی که در 1285ق/1868م با محمدبن ثانی منعقد ساخت، او را کاملا در اختیار گرفت[6]

    پسر و جانشین او قاسم (د 1331ق/1913م) یکی از بزرگترین امیران آل ثانی است که پس از مبارزات بسیار، در دوحه دولتی مستقل بنیاد نهاد. روزگار حکومت قاسم، با فعالیت ترکان عثمانی برای تجدید نفوذ خود در کرانههای جنوبی خلیجفارس، و رقابت با دولت بریتانیا همزمان بود. عثمانیان به زودی در صدد تجدید سلطه بر نجد، اَحْساء، کویت و قطر برآمدند[7]. پس از مذاکراتی میان شیخ قاسم و هیأت نمایندگی عثمانی، شیخ پرچم آن دولت را در قلمرو خود به اهتزاز درآورد[8]. شیخ قاسم که برای مقابله با نفوذ بریتانیا به یاری عثمانیان امیدوار شده بود، با عهدهدار شدن نقش رهبری اجتماعی و دینی مردم کوشید تا آنها را به اتحاد فراخواند و نزاعهای قبیلهای را از میان بردارد[9] و حاکمیت خود را تثبیت کند. اما کوششهایی همچون دوباره سازی بنادر زُباره و عُبَید با مخالفت شدید آل خلیفه و مشکل ‌تراشیهای انگلستان که شیخ قاسم را دست نشاندۀ خویش نمیدید، روبهرو شد. شیخ قاسم در ذیقعدۀ 1298ق/سپتامبر 1881م به آزار بازرگانان هندی ـ انگلیسی دوحه پرداخت و اگرچه کار به مصالحه انجامید، اما در سال بعد مراکز تجاری آنان را بست و به اعتراض بریتانیا توجهی نشان نداد. از همین روست که برخی از نمایندگان انگلیسی در خلیج فارس او را مردی موذی و فاقد ثبات اخلاقی و فرصت طلب[10] و حتی از زمره دزدان دریایی شمردند[11]

    در 1292ق عثمانیان به دلایلی نیروهای خود را از جزایر خلیج فارس بیرون بردند[12]و شیخ قاسم که در برابر رقیبانش تنها مانده بود، به تدریج روی به انگلستان آورد و پذیرفت که از جنگ دریایی با همسایگان بپرهیزد و اختلافات خود را با آنان به نمایندۀ بریتانیا ارجاع دهد[13] با اینهمه به نظر میرسد که شیخ قاسم چندان به مفاد آن موافقت نامه پایبند نبود، زیرا در 1304ق/1887م انگلیسیان غرامت هنگفتی از او به سبب شرکت در عملیات دریازنی بر ضد کشتیهای بحرینی مطالبه کردند[14]. در این میان عثمانیان برای تجدید دوستی با شیخ قاسم دست به فعالیت زدند و موفقیتهایی هم یافتند. اما شیخ قاسم هیچ‌ گاه آشکارا و مستقیم نفوذ عثمانیان را نپذیرفت و آنگاه که دولت عثمانی کوشید استیلای گذشته را تجدید کند، شیخ قاسم تردیدی در مخالفت با عثمانیان به خود راه نداد و نیروهای عثمانی را در رمضان 1310ق/مارس 1893م در اطراف دوحه به سختی درهم شکست[15]. سلطان عبدالحمید دوم* هراسناک از این واقعه و احتمال شورش دیگر شیوخ، با شیخ قاسم صلح کرد[16]. در همین روزگار شیخ قاسم به کینخواهی از آل خلیفه که از دیرباز با او سر ناسازگاری داشتند، به بحرین تاخت (1311ق/1893م)، ولی به سبب مداخلۀ ناوگان بریتانیا شکست خورد و پس از امضای معاهدۀ صلح بازگشت[17]. انگلیسیان چندی بعد به حمایت از آل خلیفه که مدعی کنترل بخش شمال غربی شبه جزیرۀ قطر بودند، به زباره در قطر حمله بردند و آبادیهای ساحلی آنجا و تمام قایقهای ماهیگیری و صید مروارید را منهدم ساختند [18]. این وقایع موجب تضعیف نفوذ عثمانیها در کرانههای جنوبی خلیجفارس شد، تا جایی که وقتی در 1322ق/1904م احمد، برادر قاسم، بر او شورید، عثمانیها از یاری شیخ قاسم ناتوان ماندند و ابنسعود به یاری او برخاست[19].ضعف عثمانی سرانجام در 1331ق/1913م منجر به امضای قراردادی میان این دولت و انگلستان شد که به موجب آن عثمانیان از حقوق خود در کویت، بحرین، قطر، مسقط و عمان چشم پوشیدند[20]. با اینهمه انگلستان نتوانست در قطر جای عثمانیان را اشغال کند و روابط این دولت با آل ثانی تا وقتی که شیخ قاسم زنده بود و به‌ زعم عثمانیان به عنوان «قائم مقام» آنها حکم میراند، هیچ‌گاه به گرمی نگرایید. شیخ قاسم سرانجام در 1331ق/1913م درگذشت و پسرش عبدالله رشتۀ کارها را در دست گرفت. اما چون نفوذ و نیروی او را نداشت، خاصه به سبب ضعف روزافزون سلطۀ عثمانی بر شبه‌جزیرۀ عربستان، نتوانست استقلالی را که پدرش به دست آورده بود نگاه دارد و پرسی کاکس، نمایندۀ مقیم بریتانیا در خلیج فارس، او را هم به قبول پیمان تحتالحمایگی که سالها پیش امیران عمان و بحرین امضاء کرده بودند واداشت[21]. پیمان یاد شده در 1353ق/1934م تجدید شد[22] و در 1354ق/1935م امتیاز اکتشاف و استخراج نفت* به مدت 75 سال شمسی ـ تا 2010م/(1431ق) ـ به شرکت انگلیسی نفت قطر که شاخهای از شرکت انگلیسی نفت عراق بوده داده شد[23]. در این دوره امور داخلی قطر بیشتر به دست حَمَد، پسر عبدالله، بود و چون دوحه هنوز مرکزیت نیافته بود، ادارات دولتی و دفتر نمایندگی انگلستان در شقوب، نزدیک دوحه، مستقر بود و شیخ نیز خود در آنجا میزیست. شیخ حَمَد در 1367ق/1948م درگذشت و چون ولیعهد و حاکم قطر براساس معاهدۀ تحتالحمایگی میبایست با نظارت و تأیید دولت بریتانیا انتخاب شود[24]، این دولت شیخ خلیفه ،پسر شیخ حمد، را به بهانۀ جوانی از ولایتعهدی دور کرد و شیخ علی، پسر شیخ عبدالله، را به ولایتعهدی نشاند[25]. دو سال بعد شیخ عبدالله به نفع پسرش علی از حکومت کناره گرفت و رشتۀ کارها را به او سپرد[26] و سرانجام در 1377ق/1957م درگذشت[27].

    جانشین او علیبن عبدالله همواره به معاهدۀ تحتالحمایگی وفادار ماند و هیچ‌گاه اجازه نداد که دولتهای دیگر در قطر نمایندگی سیاسی تأسیس کنند[28]. انگلستان نیز علاوه بر تعیین یک نمایندۀ سیاسی، مشاور مالی ویژهای برای حاکم، یک مشاور نظامی که فرماندهی نیروهای مسلح را نیز به‌عهده داشت، و یک تن به عنوان رئیس تشکیلات امنیت داخلی در قطر به کار گماشت[29]. در آن زمان بخشی از عایدات نفتی به قطر تعلق داشت. اما چنین مینماید که در پی مبارزات ملت ایران با شرکت نفت ایران و انگلیس و ملی شدن صنعت نفت* این کشور، شرکتهای انگلیس برای جلوگیری از سرایت آتش مخالفتی که در کرانۀ شمالی خلیج فارس برخاسته بود از 1371ق/1952م درآمد نفت را با قطر بالمناصفه تقسیم کردند[30]. شیخعلی که کمتر به ادارۀ امور حکومتی اشتغال و علاقه داشت و بیشتر وقت خود را در کتابخانهاش میگذرانید[31] و کتابخانۀ عمومی بزرگی هم در قطر ایجاد کرد[32]، سرانجام در ربیعالآخر 1380ق/اکتبر 1960م به نفع پسرش احمد از حکومت کناره گرفت.

     احمد بن علی هم علاقهای به امور کشوری نداشت و اوقات خود را در کتابخانه یا به شکار و تیراندازی و سفرهای تفریحی به کرانههای جنوبی ایران میگذراند[33] در همین تاریخ پیران آل ثانی تصمیم گرفتند که پس از مرگ یا استعفای احمد، قدرت را به شاخۀ حمد بن عبدالله منتقل سازند[34]. از اینرو در ربیعالآخر 1380ق/اکتبر 1960م خلیفه بن حمد را به ولایتعهدی برگزیدند و او با همین عنوان، پست­های حساسی چون ریاست پلیس، ریاست آموزش، وزارت اقتصاد و بالاخره نخست‌وزیری (1390ق/1970م) را در دست گرفت.

    قطر در این روزگار یکی از 9 امارتی بود که به اندیشۀ تأسیس امارت متحدۀ عربی افتاد و شیخخلیفه در این راه بسیار کوشید و در مذاکرات شرکت جست. ولی اختلافاتی که در میانه پدیدار شد باعث گشت که قطر راه خود را از آنها جدا سازد [35]. یکی از مهمترین وقایع سیاسی این روزگار اعلام استقلال قطر (8 رجب 1391ق/اول سپتامبر 1971م) و الغاء تحتالحمایگی آن بود. قطر در همان سال به عضویت اتحادیۀ عرب و سازمان ملل متحد درآمد[36]. نخستین قانون اساسی موقت قطر نیز در 5 فصل و 77 ماده در همین روزگار تدوین شد و در سفر 1391ق/مارس 1971م به امضای شیخ احمد رسید[37]. براساس این قانون میبایست شورایی متشکل از وزرای دهگانه یعنی اعضای منتخب خاندان حاکم و 20 عضو انتخابی از میان 40 کاندیدای مردم تأسیس شود، اما این شورا در روزگار حکومت شیخ احمد هرگز تشکیل نشد[38]. ظاهراً بروز شایعاتی مبنی بر احتمال عزل خلیفه از ولایتعدی و انتصاب شیخ عبدالعزیز پسر شیخ احمد، و نیز عدم تشکیل شورای مذکور که مورد علاقۀ شیخخلیفه بود، او را واداشت که در غیاب شیخ احمد - که مشغول گذراندن تعطیلات در ایران بود- دست به کودتا زند و او را از حکومت ساقط کند (محرم 1392ق/فوریۀ 1972م). اقدام شیخ خلیفه تقریباً با هیچ مخالفتی روبهرو نشد. شیخ احمد پس از سقوط به عنوان پناهندۀ سیاسی به دوبی رفت. به روزگار حکومت شیخ خلیفه تحولاتی بزرگ در سطح منطقه، همچون جنگ عراق و ایران*؛ و در داخل قطر روی داد. در سال 1991م و در جریان جنگ خلیج فارس، شیخ به نیروهای بین المللی اجازه داد از خاک قطر به عنوان پایگاه استفاده کنند؛ و 1994م با آمریکا یک پیمان دفاعی امضا کرد. در ژوئن 1995 شاهزاده حمد بن خلیفه آل ثانی بامعزول کردن پدرش از قدرت جایگزین او شد . اولین اقدام او پس از به قدرتذرسیدن اصلاحات اقتصادی بود، او همچنین بسیاری از اختیارات را که در زمان پدرش مختص امیر بود به دیگران واگذار کرد و بدین ترتیب نوعی تقسیم قدرت در نظام سیاسی حاکم بر قطر ایجاد شد. در سالهای اخیر شیح حمد فعالیت گسترده ای در امور بین المللی نشان داده است. برگزاری و شرکت مستمر در شورای همکاری خلیج فارس؛ برگزاری نشستهایی تحت عنوان دموکراسی و توسعۀ تجارت آزاد؛ ایفای نقش در حل بحران سیاسی لبنان و شرکت در نشستهای منطقه ای از آن جمله اند.

    اعضای خاندان آل ثانی علاوه بر مقام امارت قطر، قسمت اعظم مشاغل حساس کشور و کرسی های شورای وزیران را به خود اختصاص دادهاند. اکنون حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی هم وزیر امور خارجه قطر است و هم پست نخست وزیری کشور را بر عهده دارد.

    پی نوشت­ ها:


    [1]ابوناب، 85

    [2]غرایبه، 1/376

    [3] ابوحاکمه، 45

    [4] قدوره، 94، 95

    [5] لوتسکی، 225

    [6] لاریمر،801؛ ابوناب،89- 88

    [7] نشأت، 353

    [8] بونداروفسکی، 84

    [9] ابوناب، 91

    [10] کرزن، 2/541

    [11] لاریمر، 1/804

    [12] نشأت،358

    [13] لاریمر، 1/801

    [14] نشأت، 358

    [15] ابوناب، 93و94

    [16] ابوناب، 95

    [17] غرایبه،1/260

    [18] بونداروفسکی، 88

    [19] فیلبی، 249

    [20] ریحانی، 2/178

    [21] ابوناب، 105

    [22] بیربی، 242

    [23] غرایبه، 1/260؛ بیربی، 239، 240

    [24]  ابوحاکمه، «رشد دولتهای خلیج»، 46

    [25] ابوناب، 112

    [26] هی، 108

    [27] غرایبه، 1/260؛ابوناب، 113

    [28] نشأت، 502

    [29] داک آنتونی،70

    [30] همو، 242

    [31]  داک آنتونی، 72

    [32] قلعه جی، 663

    [33]  جناب، 112

    [34] داک آنتونی، 79

    [35] کیهان، مورخ 3/12/1354ش

    [36] ملاح، 16

    [37] قدوره، 6

    [38] داک آنتونی، 70

     

    منابع:

    بونداروفسکی، گریگوری، برتری جویان و امپرایالیستها در خلیجفارس، ترجمۀ م. زمان زاده، تهران، ابوریحان، 1361ش؛

    بیربی، ژان ژاک، جزیرةالعرب، ترجمه به عربی نجده هاجر و سعیدالغز، بیروت، المکتب التجاری للطباعه والتوزیع والنشر، 1960م؛

    جناب، محمدعلی، خلیجفارس، آشنایی با امارت آن، تهران، 1349ش؛

    حمزه، فؤاد، قلب جزیرةالعرب، ریاض، مکتبة النصر الحدیثة، 1388ق/1968م؛

    داک آنتونی، جان، امارات خلیجفارس، ترجمۀ مهدی مظفری، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، 1357ش؛

    ریحانی، امین، ملوکالعرب، بیروت، دارالریحانی، 1967م؛

    زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، 1984م؛

    همو، شبه‌جزیرة فی عهدالملک عبدالعزیز، بیروت، دارالعلم للملایین، 1985م؛

    زرین قلم، علی، سرزمین بحرین، تهران، سیروس، 1337ش؛

    غرایبه، محمود عبدالکریم، مقدمۀ تاریخ العرب الحدیث، جامعۀ دمشق، 1380ق/1960م؛

    قائم‌مقامی، جهانگیر، بحرین و مسائل خلیجفارس، تهران، طهوری، 1341ش؛

    قدوره، زاهیه، تاریخ العرب الحدیث، بیروت، دارالنهضة العربیة، 1405ق،

    قلعه جی، قدری، الخلیج العربی، بیروت، دارالکاتب العربی، 1385ق/1965م؛

    کرزن، جرج، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1362ش؛

    کلی، جی، بی، الحدودالشرقیة، شبه الجزیرة العربیة، ترجمه به عربی خیری حمّاد، بیروت، دارالمکتبةالحیاة، 1971م؛

    کیهان (روزنامه) مورخ 3/12/1354 و 14/6/1356ش؛ لوتسکی، و، تاریخ عرب در قرون جدید، ترجمۀ پرویز بابایی، تهران، چاپار، 1349ش،

    نشأت، صادق، تاریخ سیاسی خلیجفارس، تهران، کانون کتاب، نیز:

    Abu Hakima, Ahmad, History of Eastern Arabia, Beirut, Khayats, 1965; Id, »The Development of the Gulf States«, in The Arabian Peninsula, ed. D, Hopwood, 1972; Abu Nab, Ibrahim, Qatar, A Story of State Building, 1977; Hay, Rupert, The Persia Gulf States. Washington, D. C., The Middle East Institute, 1959; Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf, O’man and Central Arabia, Calcutta, 1915; Mallakh, Ragaei, QATAR, London, 1979; The Middle East and North Africa 1984-1985, London, 1984; Ohiby, John, Sa’udi Arabia, Beirut, 1968.


    خلاصه توضيحات :

    زمان ارائه : دوشنبه 26 فروردين 1387
    نام نويسنده : سيد صادق سجادى